بیاد استاد حسین غیور (قسمت چهارم )

 

بیاد استاد حسین غیور (قسمت چهارم )

 

 

 

مرحوم غیور از بهترین خاطرات خود از تدریس در دانشسرایعالی می گوید :

من اساساٌ با این که معلم سر کلاس مسئله را ا زاول تا آخر حل کند موافق نیستم ، مثالی می آورم که برای خودم اتفاق افتاده و چون مثال عینی است یقین دارم مورد توجه دبیران محترم و همکاران گرامی من واقع می شود :

در سال 41 یا 42 در دانشسرایعالی حل مسائل مکانیک بعهده من گذاشته شده بود تصمیم گرفتم مسائل را سر کلاس مطرح و شروع به حل کنم برای انجام این کار درسها را که چهارده پانزده سال قبل خوانده بودم با دقت مطالعه کردم به داشجویان گفتم می خواهم بهد شما روش حل مسئله را بیاموزم « مطمئن باشید این کار مفید تر از آن است که مسئله ها رادرخارج از کلاس حل کنم  یا از جایی نقل کنم و روی تابلو برای شما بنویسم ونیز مطمئن باشید توانایی آن راد ارم که مسئله ای را بدون حل نگذارم » در جلسه ها ی اول ودوم کار خوب پیشرفت نمی کرد ولی کم کم براه افتادیم و دانشجو.یان همه به کلاس می آمدند و راهها را اعم از این که در وهله اول به جواب نرسد می نوشتند کم کم کلاس جان گرفت و عده ای در حل مسئله شرکت کردند جلسه که در آخرین ساعت بعد از ظهر تشکیل می شد تا نیم ساعت بعد از زنگ کلاس هم ادامه پیدا می کرد . نه داشجویان خسته می شدند نه من

این بهترین خاطره ای است که از تدریس در دانشسرایعالی دارم .

                                                                                                ( ادامه دارد )

 

  
نویسنده : عنایت اله راستی زاده ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٥